دلم بی تو خون ـه
اشک های من چیست در برابر اشک آن ماهی سیاه ِ کوچولو که دریای شوری شد و شناور کرد جهانی را در خود.
قرار بود یک ماهی آزاد باشم و شنا کنم در خلاف جریان رودها و به دریا برسم، اینک اما ماهی نیمه جانی هستم بر سطح آب های آلوده در یک دلتای متروکه، مشرف بر لجنزاری، همساده با قورباغه ها..
من باید دلفین سفیدی بودم در اقیانوس های جنوب که بازی روزانه ام قایم باشک با صیادان و ماهی گیران بود، نه یک ماهی پرورشی ِ تنبل در حوضچه ای بدقیافه در کناره ی جاده های شمالی..
من نیستم آنکه می خواستم، من نشدم آنچه می بایست. کدام ماهی، حق دارد محل تولد، محل زندگی، نحوه صید، نحوه طبخ و در نهایت خورنده اش را انتخاب کند!

+ نه شب عاشقانه ست.. نه رویا قشنگه، دلم بی تو تنگه.
+ اگر چیزی می نویسم فقط برای تخلیه ی مغزم از کلمات و لغات است، این نوشته ها ارزش قانونی ندارند.
++قلبم مث گـوش مـاهی با مـوج مـوهات رفـیـقه
عشق من این تُنگ کوچیک، کوچیکه اما عمیقه
دریا واسـه کـشتیهایِ بیسرنـشین جـا ندارهپس من چـرا غـرق بــودم؟ تـهـران که دریـا نداره (همسایه -چاووشی)